خرید بک لینک
خواجه شمس الدین محمدبن محمد حافظ شیرازى یکى از بزرگترین شاعران نغزگوى ایران و از

گویندگان بزرگ جهان است و در شعرهاى خود "حافظ" تخلص نموده است. در غالب مأخذها نام

پدرش را بهاءالدین نوشته اند و ممکن است بهاءالدین على الرسم لقب او بوده باشد. محمد

گلندام نخستین جامع دیوان حافظ و دوست و همدرس او نام و عنوان هاى او را چنین آورده

است: "مولاناالاعظم ، المرحوم الشهید ، مفخرالعلماء ، استاد نحاریر الادبا ، شمس الملهٔ

والدین ، محمدالحافظ الشیرازی تذکره نویسان نوشته اند که نیاکان او از کوهپایهٔ اصفهان

بوده اند و نیاى او در روزگار حکومت اتابکان سلغرى از آنجا به شیراز آمد و در همان شهر

متوطن شد و نیز چنین نوشته اند که پدرش "بهاءالدین محمد" بازرگانى مى کرد و مادرش

از اهل کازرون و خانهٔ ایشان در دروازهٔ کازرون شیراز واقع بود.

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم

بهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم

سخن درست بگویم نمیتوانم دید

که می خورند حریفان و من نظاره کنم

چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه

پیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم

به دور لاله دماغ مرا علاج کنید

گر از میانه بزم طرب کناره کنم

ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت

حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم

گدای میکدهام لیک وقت مستی بین

که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم

مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی

چرا ملامت رند شرابخواره کنم

به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی

ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم

ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ

به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1396 ساعت: 20:59

صفحه بندی